خرید بک لینک
بيش از اين به خودت زجر نده در روز جاری بيداري ديگري است نوشته ها را مرور ميكنم آدم ها را مرور ميكنم بيچاره آدم ها بيچاره نوشته ها بدنبال راهي ميگشتم در گذشته ها و مانده بودم در حصار حصار داشتن حصار نداشتن حصار نياز حصار و حصار و حصار حصار آدم تلاشمان مقدس بود چرا كه بيهوده و ساكن نمانديم تا كه امروز كه دريافتم كه بايد بر مدار كائنات باقي ماند بيش از اين به خودت زجر نده پيمانه هاي دردهايت پر شده است

برچسب: نویسنده: مهران محمودی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:06

زمان نميگذرد اما دانسته ها بيشتر ميشوند

نه گاهي كه هميشه بايد كتابي خواند
چه بسا نويسنده اي بزرگ
يا گمنام
به سفري بايد رفت
شايد جسارت ميخواهد گفتن آنكه
روزمرگي ها زندگي نيست
تا روزمرگي ها چطور بگذرد اما
شايد زندگي در روزمرگي است
يا شايد بايد گفت
روزمرگي ها
سخت ترين نوع زندگيست
وقتي گريزي از آن نيست

معناي زندگي همواره تغيير ميكند
و اين گفتگو داستان زندگي است

برچسب: نویسنده: مهران محمودی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:06

مضحك

زندگي اين روزهاي ما نياز به حرف زيادي براي گفتن ندارد

يك بن بست واقعي

پر از زرق و برق

ستاره هاي كاغذي

گنج هاي گمشده

زندگي اين روزهاي ما حرف زيادي براي گفتن دارد

و گوشهاي حريص ناياب

شنيدن كافي نيست

هر چند ديگر دوستي هم معني خود را از دست داده است

نيازي به حبس جمله ها نيست

بازار ادبيات هر روز شلوغ تر ميشود

و هر نويسنده بزرگي را در خود غرق ميكند

برچسب: نویسنده: مهران محمودی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:06

ميفهمم چه ميگويم

در پيج واپيج تنهايي

يك جامعه يك زمين

مغرب

يا مشرق

چه چيزي گم شده است

كه اين تنهايي را پيوستگي تاريخ فرياد ميزند

نميدانم شايد در روزهاي سخت انسانيت رها شده است

يا شايد روزها آنقدر سخت نگذشته است كه درد آن احساس شود

نميتوان آن را در بهترين روزهاي بهار بدست آورد

فهمش آسان نيست

درست مانند ساده لوحي هنگام عصبانيت

چه بسرعت ميگذريم ما

تا برسيم به روز آیندهيي

كه بسرعت از كنار آن گذشته ايم

برچسب: نویسنده: مهران محمودی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:06

بهتر است از غفلت روزهاي كه ميگذرد عبور كرد تيك تاك ساعتنهاين ساعت بي هيچ صدايي بي تيك و تاك ميگذردرد پاي آدمها باز هم باقي خواهد ماندفقط فرصتي ميخواهدهر چند كوتاهنفس كه كوتاه ميشودشايد نشانه مرگ نباشدبلكه آرامشي است براي جلوگيري از فراموشي يك ياد همان كه در لايه لايه هاي وجود حضور داردبه رازهاي هستي كه نزديك ميشويلاجرم نيازي به نفس كشيدن نيستشايد هوا تازه ميشودبا سرعت نور ميشود از غفلت روزهايي كه ميگذرد عبور كردبه همين سادگي

برچسب: نویسنده: مهران محمودی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:06

صفحه بندی